فارسی | English | ورود به سایت
- دوشنبه ٢٩ آبان ١٣٩٦
لینک های مرتبط
حمایت کنندگان ما
$('#s3').cycle({     fx:     'fade',     speed:  'fast',     timeout: 0,     next:   '#next3',     prev:   '#prev3' });
عضویت در خبرنامه
صفحه اصلی > در رابطه با سرطان پستان > ارزیابی پاتولوژی نمونه های سرطان پستان 

بررسی های مکمل نمونه پاتولوژی سرطان پستان

علاوه بر بررسی پاتولوژی لازم است کار های تکمیلی به روی نمونه سرطانی انجام شود تا شناسنامه تومور کامل شود. گیرنده های ER، PR و C-Erb B2 سه گیرنده اصلی هستند که می بایست وضعیت آن ها در سلول های سرطانی مشخص شود. این ها سه گیرنده مهم برای تعیین برنامه درمان و تعیین پیش آگهی بیماری هستند.

 

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای گیرنده های ER، PR

گروهی به قوت بر این باورند که امکان ندارد گیرنده استروژن منفی باشد و گیرنده پروژسترون مثبت باشد. اما در هر صورت در ارزیابی بالینی و کاربردی مثبت بودن گیرنده استروژن یا پروژسترون یا هر دو برای ما یکسان در نظر گرفته می شود.

یکی از اشکالات رایج در ارزیابی وضعیت گیرنده ها در سرطان پستان اکتفا به جواب مثبت خالی است. گزارش مثبت بودن گیرنده استروژن ER و پروژسترون PR به تنهایی کافی نیست. بسیار مهم است بدانیم که چند درصد سلول های سرطانی دارای گیرنده مثبت هستند. در صورتی که 5% سلول های سرطانی دارای گیرنده مثبت باشند یا 95% دارای گیرنده باشند بیمار مثبت تلقی می شود در صورتی که پیش آگهی این دو بیمار مشابه هم نیست. به عنوان مثال در یک بیمار بدون درگیری غدد لنفاوی که تومور 15 میلی متری دارد اما 95% سلول ها دارای گیرنده استروژن هستند و از تمایز سلولی خوب هم برخوردار است  می توان بدون نگرانی از عود شیمی درمانی انجام نداد و فقط هورمون درمانی را تجویز نمود.

تومور با گیرنده مثبت استروژن یا پروژسترون تمایز بافتی بهتری داشته و در کل پیش آگهی بهتری دارد. به علاوه در حضور گیرنده مثبت استروژن یا پروژسترون می توان با استفاده از داروهای ضد استروژن مثل تاموکسی فن  احتمال عود را کاهش داده و میزان بقا را افزایش داد.

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای گیرنده C-Erb B2

قبل از هر چیز به خاطر داشته باشیم که بر خلاف گیرنده استروژن و پروژسترون که به روی سرطان تهاجمی و نئو پلاسم داخل مجرا یا سرطان درجا از نوع داکتال انجام می شود، گیرنده هرسپتین یا C-Erb B2 فقط و فقط به روی سرطان تهاجمی اندازه گیری می شود و اندازه گیری آن به روی نئوپلاسم داخل مجرا یا داخل لوبول بی معنا و هدر دادن وقت و هزینه است و خطا محسوب می شود.

وجود گیرنده هرسپتین به روی سلول های سرطانی دو معنا دارد:

1- در صورت نیاز به انجام شیمی درمانی بیمار می بایست از داروی هرسپتین که تنها شیمی درمانی هدف مند است و به روی سلول های سرطانی دارای این گیرنده اثر می کند استفاده شود.

2- بر خلاف گیرنده استروژن یا پروژسترون که مثبت بودن آن ها به معنای تمایز بهتر سلولی سرطان و پیش آگهی بهتر است مثبت بودن گیرنده هرسپتین به طور مطلق پیش آگهی بد تری دارد هر چند که با تجویز داروی هرسپتین می توان امکان عود را کاهش داد.

در رابطه با تفسیر جواب گیرنده هرسپتین باید دقت کرد. در روش IHC وضعیت گیرنده هرسپتین به 4 صورت نوشته می شود.

0، 1+، 2+، 3+

اشتباه نکنیم که چون در جواب از 1+ تا 3+ وجود دارد همه را مثبت تلقی کنیم. با روش IHC فقط جواب 3+ مثبت تلقی شده و به معنای لزوم تجویز هرسپتین است. جواب 1+ و 0 منفی تلقی شده و معنایش این است که بیمار هیچ نفعی از تجویز داروی گران قیمت هرسپتین نمی برد. وقتی جواب 2+ باشد یعنی نمی توان با IHC وضعیت گیرنده هرسپتین را تعیین نمود. در این حالت انجام روش دیگر الزامی است که این روش استفاده از تکنیک FISH یا CISH یا SISH است.

متاسفانه تنها در مراکز بسیار محدودی در ایران امکان انجام این روش ها وجود دارد. اما در هر صورت ضرورری است تا وضعیت گیرنده هرسپتین تمام بیماران سرطان تهاجمی پستان تعیین شود. اگر در شهری امکان انجام FISH یا CISH وجود ندارد می بایست نمونه به مرکز دیگر برای تعیین این گیرنده ارجاع داده شود. وقتی جواب IHC 2+ باشد در درصد قابل ملاحظه ای ممکن است در بررسی نهایی با FISH یا CISH بیمار فاقد گیرنده هرسپتین باشد.

تجویز داروی بسیار گران هرسپتین بدون اطمینان از مثبت بودن گیرنده هرسپتین و به صرف جواب 2+ در ارزیابی IHC یک خطای واضح پزشکی و مغایر استاندارد های بین المللی است.

مشکل بسیار مهم دیگر در ارزیابی IHC گیرنده ها و روش FISH یا CISH برای ارزیابی گیرنده هرسپتین فقدان کنترل کیفی در این رابطه است. در کشور های پیشرفته به  صورت استاندارد تمامی آزمایشگاه هایی که IHC و FISH یا CISH را انجام می دهند می بایست به طور اتفاقی با ارسال نمونه های هر مرکز به آزمایشگاه مرجع مورد ارزیابی قرار گرفته و صحت جواب ها مورد بررسی قرار گیرند تا از صحت جوابی که بر اساس آن برنامه درمان بیمار طراحی می شود اطمینان حاصل شود.

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای P53

با وجودي كه موتاسيون در ژن P53 شايع ترين تغيير ژنيتيكي شناخته شده در سرطان پستان است ليكن به نظر مي آيد اين تغيير ژنتيكي نقشي در پيش آگهي يا درمان سرطان پستان ايفا نمي كند. لذا هیچ توصیه ای بر انجام این تست به روی نمونه بیماران سرطانی نیست.

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای Ki67

میزان Ki67 بیانگر سرعت تقسیم سلولی است.

تکثیر غير قابل كنترل از مشخصات سلول هاي سرطاني است. بررسي ها نشان مي دهند ميزان مثبت بودن اين آنتي ژن در تعيين پيش آگهي ، پيش بيني ميزان پاسخ نسبي يا مقاومت به شيمي درماني يا هورمون درماني و تخمين ميزان ريسك باقي مانده در بيماراني كه تحت درمان استاندارد بوده اند اهميت دارد. به طور كلي کمیته بین المللی کاربرد این مارکر در سرطان پستان معتقد است اندازه گیری این مارکر هم در تعیین روش هاي درماني كلينیكي استاندارد و هم در كار آزمايي باليني حائز اهميت است. لازم به ذكر است كه امروزه انجام اين تست مورد قبول تمام كشورهاي اتحاديه اروپا مي باشد ولي همچنان اهميت آن در كشور امريكا به عنوان يك تست مورد نياز شناخته شده نيست.

انكوتيپ DX

اين تست توسط Genomic Health Institute  به بازار ارايه شد. اين تست يك تست تشخيصي مولكولي است كه مشخص مي كند كدام گروه از بيماران سرطان پستان در مراحل اوليه داراي گيرنده هورموني استرو‍ژن و عدم درگيري غدد لنفاوي زير بغل از شيمي درماني در جهت كاهش ميزان عود نفع مي برند. به علاوه اين تست مي تواند احتمال انتشار دور دست را در اين بيماران تخمين بزند.

اگرچه كاربرد اين تست در ابتدا فقط براي بيماران فاقد درگيري غده لنفاوي با گيرنده مثبت استرو‍ژن بود به نظر مي رسد كه در زنان يائسه با درگيري غده لنفاوي كه داراي گيرنده استروژن مثبت هم هستند كاربرد داشته باشد.

اين تست را مي توان به روي تمامي نمونه هاي سرطان شامل نمونه سوزن كلفت، توموركتومي يا ماستكتومي انجام داد.

در اين تست كه از تكنيك RT-PCR  با تجزيه تحليل پانل حاوي 21 ژن موجود در تومور استفاده مي شود، احتمال عود بيماري در طي ده سال آينده با شماره بندي از 0 تا 100 دسته بندي مي شود. با اين روش نتيجه به 3 گروه تقسيم مي شود:

در صورتي كه رده بندي بيمار بين 1 تا 17 باشد، بيمار به خوبي به درمان هورموني جواب مي دهد و فايده چنداني از افزودن شيمي درماني به برنامه درمان نخواهد برد.

اگر رده بندي بيمار بالاي 31 باشد، احتمال عود بالاست و افزودن شيمي درماني به برنامه درمان سيستميك احتمال عود را كاهش داده و ميزان بقاي بيمار را افزايش خواهد داد.

بيماران با رده بندي بين 18 تا 30 حد وسط تلقي شده و تا اين لحظه نمي توان با قاطعيت در رابطه با انجام يا عدم انجام شيمي درماني در آنان اظهار نظر كرد.

اين تست فقط در امريكا و آن هم فقط در يك مركز انجام مي گيرد  و قيمت آن براي هر بيمار 4175 دلار است.

مامو پرينت Mammoprint

اين هم يك تست ژنوميكي است كه با استفاده از تكنيك ميكرو اري Micro array Technique از طريق آناليز بيولوژيك تومور پستان احتمال عود دور دست آن را تخمين مي زند. اين پروفيل 70 ژني به عنوان يك شاخص مستقل براي پيش آگهي سرطان پستان در زنان فاقد درگيري غدد لنفاوي صرف نظر از وضعيت گيرنده استروژن كاربرد دارد. بيماران با شرايط زير مي توانند از نتيجه اين تست براي تصميم گيري برنامه درمان سيستميك بهره برند:

-بيماران داراي سرطان تهاجمي با اندازه حداكثر 5 سانتيمتر بدون درگيري غدد لنفاوي بدون در نظر گرفتن وضعيت گيرنده استروژن و سن بيمار

بر خلاف روش انكوتيپ در انجام اين تست بيماران به دو گروه كم خطر و پر خطر تقسيم مي شوند.

در گروه كم خطر احتمال عود سرطان در طي 10 سال بعد از تشخيص بدون افزودن درمان سيستميك (هورمون درماني/ شيمي درماني) فقط 10% است در حلي كه در گروه پر خطر اين احتمال 29% است.

قيمت اين تست دز امريكا حدود 4200 دلار و در اروپا 2675 يورو است.

 

 

 

 

ارزیابی پاتولوژی نمونه های سرطان پستان- ارزیابی استاندارد

-نمونه برداری سوزن کلفت( سوزن تروکات)

-نمونه تومورکتومی/ لومپکتومی/ کوادرانتکتومی

-نمونه ماستکتومی

-غده سانتینل

-غدد لنفاوی زیر بغل

-ارزیابی پاتولوژی نمونه سرطان پستان بعد از انجام شیمی درمانی نئوآدجوانت

-گزارش استاندارد پاتولوژی سرطان پستان

بررسی های مکمل نمونه پاتولوژی سرطان پستان

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای گیرنده های ER، PR و C-Erb B2

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای P53

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای Ki67

ارزیابی درست پاتولوژی نمونه های پستان کمک بسیار مهمی به گروه درمان در رابطه با طراحی برنامه درمان است.

- نمونه تروکات: در نمونه تروکات مهم است مشخص شود نوع سرطان چیست. پاتولوژیست موظف است مشخص نماید که آیا نمونه تروکات سرطان اولیه پستان است یا از جای دیگر به پستان رسیده است. به ندرت لنفوم پستان را درگیر می کند که درمان آن به طور کامل با درمان سرطان اولیه پستان متفاوت است. در رابطه با ضایعه اولیه پستان باید مشخص شود که ضایعه سرطان تهاجمی است یا نئوپلاسم داخل مجرا یا داخل لوبول.

ارزیابی درست نمونه تروکات در تعیین برنامه درمان بسیار مهم است. در شیمی درمانی نئوآدجوانت ممکن است بعد از شیمی درمانی هیچ سلول سرطانی باقی نماید و تنها نمونه بافتی ما همان نمونه تروکات باشد.

-نمونه تومورکتومی/ لومپکتومی/ کوادرانتکتومی

در هر سه نمونه مهم است اندازه تومور، نوع تومور، وجود تهاجمی بودن یا ضایعه درجا و اندازه هر کدام، درجه تمایز سلولی، درجه تمایز هسته، تهاجم به عروق و لنف در پستان و در صورت وجود (در سرطان التهابی) در لنف پوست پستان مشخص شود. به علاوه مهم است تا مشخص شود فاصله تومور از حاشیه ها چقدر است. در صورتی که تومور نزدیک حاشیه باشد یا حاشیه درگیر باشد می بایست جراح برای پاک سازی اقدام به جراحی مجدد برای تمیز کردن حاشیه بپردازد. گاهی این جراحی مجدد به معنای انجام ماستکتومی است. دقت شود که برای ارزیابی حاشیه ها جراح می بایست با استفاده از نخ بخیه یا کلیپس حاشیه ها را در اتاق عمل به محض خروج نمونه مشخص نماید تا پاتولوژیست بتواند قبل از برش حاشیه ها را با استفاده از جوهر با رنگ های مختلف مشخص نماید. در غیر این صورت امکان ارزیابی حاشیه ها نخواهد بود.

در قبل توضیح داده شد که در نگرش جدید تشخیص و درمان سرطان پستان تشخیص به ویژه در ضایعات غیر قابل لمس با انجام نمونه برداری با سوزن کلفت است. به ندرت اتفاق می افتد که جواب این نوع نمونه برداری قانع کننده نیست و جراح برای اثبات یا رد سرطان مجبور به انجام نمونه برداری باز با انجام جراحی است. در تمام این موارد می بایست حاشیه ها در اتاق عمل مشخص شود تا در صورت وجود سرطان وضعیت حاشیه ها قابل ارزیابی باشد.

-نمونه ماستکتومی

علاوه بر اطلاعات بالا مهم است مشخص شود آیا کانون دیگر سرطانی وجود دارد یا خیر. در صورت وجود کانون دوم و سوم باید هر کدام به طور جداگانه توصیف شوند. دقت شود در سرطان های چند کانونی اندازه بزرگترین ضایعه تهاجمی معیار مرحله بندی یا همان اندازه نهانی تومور در نظر گرفته می شود و نباید اندازه تومورهای متعدد را با هم جمع بست.

مهم است مشخص شود درگیری نوک پستان وجود دارد یا خیر (بیماری پاژه)

به علاوه تمامی غدد لنفاوی در نمونه ماستکتومی و غدد لنفاوی زیر بغل می بایست به دقت در نمونه جدا شده و مورد بررسی دقیق به لحاظ وجود سلول های سرطانی قرار گیرند.

اگر تومور نزدیک حاشیه باشد لازم است علیرغم انجام ماستکتومی بیمار پرتو درمانی هم دریافت کند تا احتمال عود موضعی کاهش یابد. در صورتی که در گیری حاشیه وجود داشته باشد نیاز به جراحی مجدد برای تمیز کردن حاشیه وجود دارد.

-غده سانتینل

در تخلیه زیر بغل تعداد غدد لنفاوی زیاد است. در نمونه برداری غده سانتینل به طور معمول یک یا چند غده لنفاوی خارج شده و برای پاتولوژی فرستاده می شود.

در ارزیابی غده لنفاوی سانتینل روش استاندارد این است که به جای روش معمول که یک برش به روی هر غده لنفاوی داده می شود روی هر غده چندین برش داده شود. در رابطه با تعداد برش ها اتفاق نظر وجود ندارد. گروه پروفسور ویاله در انستیتو سرطان اروپا در میلان به روی هر غده 60 برش داده و غده سانتینل را ارزیابی می کنند. گروه های دیگر حداقل 6 برش به روی هر غده لنفاوی را استاندارد بررسی غده سانتینل می دانند.

با این روش درگیری واضح غده لنفاوی با سلول های سرطانی مشخص می شود. به علاوه اگر میکرومتاستاز وجود داشته باشد یعنی و جود سلول های سرطانی در غده لنفاوی با اندازه کمتر از 2 میلی متر باز هم مشخص می شود.

-ارزیابی پاتولوژی نمونه سرطان پستان بعد از انجام شیمی درمانی نئوآدجوانت

به دنبال شیمی درمانی نئوآدجوانت سلول های سرطانی از بین رفته و ناحیه به صورت به هم ریختگی بافتی باقی می ماند. در جواب کامل به شیمی درمانی یا هیچ سلول سرطانی در نمونه نهایی دیده نمی شود یا این که فقط نئوپلاسم درجای مجرا در نمونه یافت می شود. در هر صورت پاتولوژیست می بایست به این نمونه بافتی آشنایی داشته باشد.

بررسی های مکمل نمونه پاتولوژی سرطان پستان

علاوه بر بررسی پاتولوژی لازم است کار های تکمیلی به روی نمونه سرطانی انجام شود تا شناسنامه تومور کامل شود. گیرنده های ER، PR و C-Erb B2 سه گیرنده اصلی هستند که می بایست وضعیت آن ها در سلول های سرطانی مشخص شود. این ها سه گیرنده مهم برای تعیین برنامه درمان و تعیین پیش آگهی بیماری هستند.

 

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای گیرنده های ER، PR

گروهی به قوت بر این باورند که امکان ندارد گیرنده استروژن منفی باشد و گیرنده پروژسترون مثبت باشد. اما در هر صورت در ارزیابی بالینی و کاربردی مثبت بودن گیرنده استروژن یا پروژسترون یا هر دو برای ما یکسان در نظر گرفته می شود.

یکی از اشکالات رایج در ارزیابی وضعیت گیرنده ها در سرطان پستان اکتفا به جواب مثبت خالی است. گزارش مثبت بودن گیرنده استروژن ER و پروژسترون PR به تنهایی کافی نیست. بسیار مهم است بدانیم که چند درصد سلول های سرطانی دارای گیرنده مثبت هستند. در صورتی که 5% سلول های سرطانی دارای گیرنده مثبت باشند یا 95% دارای گیرنده باشند بیمار مثبت تلقی می شود در صورتی که پیش آگهی این دو بیمار مشابه هم نیست. به عنوان مثال در یک بیمار بدون درگیری غدد لنفاوی که تومور 15 میلی متری دارد اما 95% سلول ها دارای گیرنده استروژن هستند و از تمایز سلولی خوب هم برخوردار است  می توان بدون نگرانی از عود شیمی درمانی انجام نداد و فقط هورمون درمانی را تجویز نمود.

تومور با گیرنده مثبت استروژن یا پروژسترون تمایز بافتی بهتری داشته و در کل پیش آگهی بهتری دارد. به علاوه در حضور گیرنده مثبت استروژن یا پروژسترون می توان با استفاده از داروهای ضد استروژن مثل تاموکسی فن  احتمال عود را کاهش داده و میزان بقا را افزایش داد.

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای گیرنده C-Erb B2

قبل از هر چیز به خاطر داشته باشیم که بر خلاف گیرنده استروژن و پروژسترون که به روی سرطان تهاجمی و نئو پلاسم داخل مجرا یا سرطان درجا از نوع داکتال انجام می شود، گیرنده هرسپتین یا C-Erb B2 فقط و فقط به روی سرطان تهاجمی اندازه گیری می شود و اندازه گیری آن به روی نئوپلاسم داخل مجرا یا داخل لوبول بی معنا و هدر دادن وقت و هزینه است و خطا محسوب می شود.

وجود گیرنده هرسپتین به روی سلول های سرطانی دو معنا دارد:

1- در صورت نیاز به انجام شیمی درمانی بیمار می بایست از داروی هرسپتین که تنها شیمی درمانی هدف مند است و به روی سلول های سرطانی دارای این گیرنده اثر می کند استفاده شود.

2- بر خلاف گیرنده استروژن یا پروژسترون که مثبت بودن آن ها به معنای تمایز بهتر سلولی سرطان و پیش آگهی بهتر است مثبت بودن گیرنده هرسپتین به طور مطلق پیش آگهی بد تری دارد هر چند که با تجویز داروی هرسپتین می توان امکان عود را کاهش داد.

در رابطه با تفسیر جواب گیرنده هرسپتین باید دقت کرد. در روش IHC وضعیت گیرنده هرسپتین به 4 صورت نوشته می شود.

0، 1+، 2+، 3+

اشتباه نکنیم که چون در جواب از 1+ تا 3+ وجود دارد همه را مثبت تلقی کنیم. با روش IHC فقط جواب 3+ مثبت تلقی شده و به معنای لزوم تجویز هرسپتین است. جواب 1+ و 0 منفی تلقی شده و معنایش این است که بیمار هیچ نفعی از تجویز داروی گران قیمت هرسپتین نمی برد. وقتی جواب 2+ باشد یعنی نمی توان با IHC وضعیت گیرنده هرسپتین را تعیین نمود. در این حالت انجام روش دیگر الزامی است که این روش استفاده از تکنیک FISH یا CISH یا SISH است.

متاسفانه تنها در مراکز بسیار محدودی در ایران امکان انجام این روش ها وجود دارد. اما در هر صورت ضرورری است تا وضعیت گیرنده هرسپتین تمام بیماران سرطان تهاجمی پستان تعیین شود. اگر در شهری امکان انجام FISH یا CISH وجود ندارد می بایست نمونه به مرکز دیگر برای تعیین این گیرنده ارجاع داده شود. وقتی جواب IHC 2+ باشد در درصد قابل ملاحظه ای ممکن است در بررسی نهایی با FISH یا CISH بیمار فاقد گیرنده هرسپتین باشد.

تجویز داروی بسیار گران هرسپتین بدون اطمینان از مثبت بودن گیرنده هرسپتین و به صرف جواب 2+ در ارزیابی IHC یک خطای واضح پزشکی و مغایر استاندارد های بین المللی است.

مشکل بسیار مهم دیگر در ارزیابی IHC گیرنده ها و روش FISH یا CISH برای ارزیابی گیرنده هرسپتین فقدان کنترل کیفی در این رابطه است. در کشور های پیشرفته به  صورت استاندارد تمامی آزمایشگاه هایی که IHC و FISH یا CISH را انجام می دهند می بایست به طور اتفاقی با ارسال نمونه های هر مرکز به آزمایشگاه مرجع مورد ارزیابی قرار گرفته و صحت جواب ها مورد بررسی قرار گیرند تا از صحت جوابی که بر اساس آن برنامه درمان بیمار طراحی می شود اطمینان حاصل شود.

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای P53

با وجودي كه موتاسيون در ژن P53 شايع ترين تغيير ژنيتيكي شناخته شده در سرطان پستان است ليكن به نظر مي آيد اين تغيير ژنتيكي نقشي در پيش آگهي يا درمان سرطان پستان ايفا نمي كند. لذا هیچ توصیه ای بر انجام این تست به روی نمونه بیماران سرطانی نیست.

-IHC ایمونوهیستوکمیستری برای Ki67

میزان Ki67 بیانگر سرعت تقسیم سلولی است.

تکثیر غير قابل كنترل از مشخصات سلول هاي سرطاني است. بررسي ها نشان مي دهند ميزان مثبت بودن اين آنتي ژن در تعيين پيش آگهي ، پيش بيني ميزان پاسخ نسبي يا مقاومت به شيمي درماني يا هورمون درماني و تخمين ميزان ريسك باقي مانده در بيماراني كه تحت درمان استاندارد بوده اند اهميت دارد. به طور كلي کمیته بین المللی کاربرد این مارکر در سرطان پستان معتقد است اندازه گیری این مارکر هم در تعیین روش هاي درماني كلينیكي استاندارد و هم در كار آزمايي باليني حائز اهميت است. لازم به ذكر است كه امروزه انجام اين تست مورد قبول تمام كشورهاي اتحاديه اروپا مي باشد ولي همچنان اهميت آن در كشور امريكا به عنوان يك تست مورد نياز شناخته شده نيست.

انكوتيپ DX

اين تست توسط Genomic Health Institute  به بازار ارايه شد. اين تست يك تست تشخيصي مولكولي است كه مشخص مي كند كدام گروه از بيماران سرطان پستان در مراحل اوليه داراي گيرنده هورموني استرو‍ژن و عدم درگيري غدد لنفاوي زير بغل از شيمي درماني در جهت كاهش ميزان عود نفع مي برند. به علاوه اين تست مي تواند احتمال انتشار دور دست را در اين بيماران تخمين بزند.

اگرچه كاربرد اين تست در ابتدا فقط براي بيماران فاقد درگيري غده لنفاوي با گيرنده مثبت استرو‍ژن بود به نظر مي رسد كه در زنان يائسه با درگيري غده لنفاوي كه داراي گيرنده استروژن مثبت هم هستند كاربرد داشته باشد.

اين تست را مي توان به روي تمامي نمونه هاي سرطان شامل نمونه سوزن كلفت، توموركتومي يا ماستكتومي انجام داد.

در اين تست كه از تكنيك RT-PCR  با تجزيه تحليل پانل حاوي 21 ژن موجود در تومور استفاده مي شود، احتمال عود بيماري در طي ده سال آينده با شماره بندي از 0 تا 100 دسته بندي مي شود. با اين روش نتيجه به 3 گروه تقسيم مي شود:

در صورتي كه رده بندي بيمار بين 1 تا 17 باشد، بيمار به خوبي به درمان هورموني جواب مي دهد و فايده چنداني از افزودن شيمي درماني به برنامه درمان نخواهد برد.

اگر رده بندي بيمار بالاي 31 باشد، احتمال عود بالاست و افزودن شيمي درماني به برنامه درمان سيستميك احتمال عود را كاهش داده و ميزان بقاي بيمار را افزايش خواهد داد.

بيماران با رده بندي بين 18 تا 30 حد وسط تلقي شده و تا اين لحظه نمي توان با قاطعيت در رابطه با انجام يا عدم انجام شيمي درماني در آنان اظهار نظر كرد.

اين تست فقط در امريكا و آن هم فقط در يك مركز انجام مي گيرد  و قيمت آن براي هر بيمار 4175 دلار است.

مامو پرينت Mammoprint

اين هم يك تست ژنوميكي است كه با استفاده از تكنيك ميكرو اري Micro array Technique از طريق آناليز بيولوژيك تومور پستان احتمال عود دور دست آن را تخمين مي زند. اين پروفيل 70 ژني به عنوان يك شاخص مستقل براي پيش آگهي سرطان پستان در زنان فاقد درگيري غدد لنفاوي صرف نظر از وضعيت گيرنده استروژن كاربرد دارد. بيماران با شرايط زير مي توانند از نتيجه اين تست براي تصميم گيري برنامه درمان سيستميك بهره برند:

-بيماران داراي سرطان تهاجمي با اندازه حداكثر 5 سانتيمتر بدون درگيري غدد لنفاوي بدون در نظر گرفتن وضعيت گيرنده استروژن و سن بيمار

بر خلاف روش انكوتيپ در انجام اين تست بيماران به دو گروه كم خطر و پر خطر تقسيم مي شوند.

در گروه كم خطر احتمال عود سرطان در طي 10 سال بعد از تشخيص بدون افزودن درمان سيستميك (هورمون درماني/ شيمي درماني) فقط 10% است در حلي كه در گروه پر خطر اين احتمال 29% است.

قيمت اين تست دز امريكا حدود 4200 دلار و در اروپا 2675 يورو است.

 

 

 

 

ارزیابی پاتولوژی نمونه سرطان پستان بعد از انجام شیمی درمانی نئوآدجوانت

به دنبال شیمی درمانی نئوآدجوانت سلول های سرطانی از بین رفته و ناحیه به صورت به هم ریختگی بافتی باقی می ماند. در جواب کامل به شیمی درمانی یا هیچ سلول سرطانی در نمونه نهایی دیده نمی شود یا این که فقط نئوپلاسم درجای مجرا در نمونه یافت می شود. در هر صورت پاتولوژیست می بایست به این نمونه بافتی آشنایی داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

انكوتيپ DX

اين تست توسط Genomic Health Institute  به بازار ارايه شد. اين تست يك تست تشخيصي مولكولي است كه مشخص مي كند كدام گروه از بيماران سرطان پستان در مراحل اوليه داراي گيرنده هورموني استرو‍ژن و عدم درگيري غدد لنفاوي زير بغل از شيمي درماني در جهت كاهش ميزان عود نفع مي برند. به علاوه اين تست مي تواند احتمال انتشار دور دست را در اين بيماران تخمين بزند.

اگرچه كاربرد اين تست در ابتدا فقط براي بيماران فاقد درگيري غده لنفاوي با گيرنده مثبت استرو‍ژن بود به نظر مي رسد كه در زنان يائسه با درگيري غده لنفاوي كه داراي گيرنده استروژن مثبت هم هستند كاربرد داشته باشد.

اين تست را مي توان به روي تمامي نمونه هاي سرطان شامل نمونه سوزن كلفت، توموركتومي يا ماستكتومي انجام داد.

در اين تست كه از تكنيك RT-PCR  با تجزيه تحليل پانل حاوي 21 ژن موجود در تومور استفاده مي شود، احتمال عود بيماري در طي ده سال آينده با شماره بندي از 0 تا 100 دسته بندي مي شود. با اين روش نتيجه به 3 گروه تقسيم مي شود:

در صورتي كه رده بندي بيمار بين 1 تا 17 باشد، بيمار به خوبي به درمان هورموني جواب مي دهد و فايده چنداني از افزودن شيمي درماني به برنامه درمان نخواهد برد.

اگر رده بندي بيمار بالاي 31 باشد، احتمال عود بالاست و افزودن شيمي درماني به برنامه درمان سيستميك احتمال عود را كاهش داده و ميزان بقاي بيمار را افزايش خواهد داد.

بيماران با رده بندي بين 18 تا 30 حد وسط تلقي شده و تا اين لحظه نمي توان با قاطعيت در رابطه با انجام يا عدم انجام شيمي درماني در آنان اظهار نظر كرد.

اين تست فقط در امريكا و آن هم فقط در يك مركز انجام مي گيرد  و قيمت آن براي هر بيمار 4175 دلار است.

 

 

 

 

IHC ایمونوهیستوکمیستری برای گیرنده C-Erb B2

قبل از هر چیز به خاطر داشته باشیم که بر خلاف گیرنده استروژن و پروژسترون که به روی سرطان تهاجمی و نئو پلاسم داخل مجرا یا سرطان درجا از نوع داکتال انجام می شود، گیرنده هرسپتین یا C-Erb B2 فقط و فقط به روی سرطان تهاجمی اندازه گیری می شود و اندازه گیری آن به روی نئوپلاسم داخل مجرا یا داخل لوبول بی معنا و هدر دادن وقت و هزینه است و خطا محسوب می شود.

وجود گیرنده هرسپتین به روی سلول های سرطانی دو معنا دارد:

1- در صورت نیاز به انجام شیمی درمانی بیمار می بایست از داروی هرسپتین که تنها شیمی درمانی هدف مند است و به روی سلول های سرطانی دارای این گیرنده اثر می کند استفاده شود.

2- بر خلاف گیرنده استروژن یا پروژسترون که مثبت بودن آن ها به معنای تمایز بهتر سلولی سرطان و پیش آگهی بهتر است مثبت بودن گیرنده هرسپتین به طور مطلق پیش آگهی بد تری دارد هر چند که با تجویز داروی هرسپتین می توان امکان عود را کاهش داد.

در رابطه با تفسیر جواب گیرنده هرسپتین باید دقت کرد. در روش IHC وضعیت گیرنده هرسپتین به 4 صورت نوشته می شود.

0، 1+، 2+، 3+

اشتباه نکنیم که چون در جواب از 1+ تا 3+ وجود دارد همه را مثبت تلقی کنیم. با روش IHC فقط جواب 3+ مثبت تلقی شده و به معنای لزوم تجویز هرسپتین است. جواب 1+ و 0 منفی تلقی شده و معنایش این است که بیمار هیچ نفعی از تجویز داروی گران قیمت هرسپتین نمی برد. وقتی جواب 2+ باشد یعنی نمی توان با IHC وضعیت گیرنده هرسپتین را تعیین نمود. در این حالت انجام روش دیگر الزامی است که این روش استفاده از تکنیک FISH یا CISH یا SISH است.

متاسفانه تنها در مراکز بسیار محدودی در ایران امکان انجام این روش ها وجود دارد. اما در هر صورت ضرورری است تا وضعیت گیرنده هرسپتین تمام بیماران سرطان تهاجمی پستان تعیین شود. اگر در شهری امکان انجام FISH یا CISH وجود ندارد می بایست نمونه به مرکز دیگر برای تعیین این گیرنده ارجاع داده شود. وقتی جواب IHC 2+ باشد در درصد قابل ملاحظه ای ممکن است در بررسی نهایی با FISH یا CISH بیمار فاقد گیرنده هرسپتین باشد.

تجویز داروی بسیار گران هرسپتین بدون اطمینان از مثبت بودن گیرنده هرسپتین و به صرف جواب 2+ در ارزیابی IHC یک خطای واضح پزشکی و مغایر استاندارد های بین المللی است.

مشکل بسیار مهم دیگر در ارزیابی IHC گیرنده ها و روش FISH یا CISH برای ارزیابی گیرنده هرسپتین فقدان کنترل کیفی در این رابطه است. در کشور های پیشرفته به  صورت استاندارد تمامی آزمایشگاه هایی که IHC و FISH یا CISH را انجام می دهند می بایست به طور اتفاقی با ارسال نمونه های هر مرکز به آزمایشگاه مرجع مورد ارزیابی قرار گرفته و صحت جواب ها مورد بررسی قرار گیرند تا از صحت جوابی که بر اساس آن برنامه درمان بیمار طراحی می شود اطمینان حاصل شود.

 

 

 

 

IHC ایمونوهیستوکمیستری برای Ki67

میزان Ki67 بیانگر سرعت تقسیم سلولی است.

تکثیر غير قابل كنترل از مشخصات سلول هاي سرطاني است. بررسي ها نشان مي دهند ميزان مثبت بودن اين آنتي ژن در تعيين پيش آگهي ، پيش بيني ميزان پاسخ نسبي يا مقاومت به شيمي درماني يا هورمون درماني و تخمين ميزان ريسك باقي مانده در بيماراني كه تحت درمان استاندارد بوده اند اهميت دارد. به طور كلي کمیته بین المللی کاربرد این مارکر در سرطان پستان معتقد است اندازه گیری این مارکر هم در تعیین روش هاي درماني كلينیكي استاندارد و هم در كار آزمايي باليني حائز اهميت است. لازم به ذكر است كه امروزه انجام اين تست مورد قبول تمام كشورهاي اتحاديه اروپا مي باشد ولي همچنان اهميت آن در كشور امريكا به عنوان يك تست مورد نياز شناخته شده نيست.

 

 

 

 

IHC ایمونوهیستوکمیستری برای P53

با وجودي كه موتاسيون در ژن P53 شايع ترين تغيير ژنيتيكي شناخته شده در سرطان پستان است ليكن به نظر مي آيد اين تغيير ژنتيكي نقشي در پيش آگهي يا درمان سرطان پستان ايفا نمي كند. لذا هیچ توصیه ای بر انجام این تست به روی نمونه بیماران سرطانی نیست.

 

 

 

 

IHC ایمونوهیستوکمیستری برای گیرنده های ER، PR

گروهی به قوت بر این باورند که امکان ندارد گیرنده استروژن منفی باشد و گیرنده پروژسترون مثبت باشد. اما در هر صورت در ارزیابی بالینی و کاربردی مثبت بودن گیرنده استروژن یا پروژسترون یا هر دو برای ما یکسان در نظر گرفته می شود.

یکی از اشکالات رایج در ارزیابی وضعیت گیرنده ها در سرطان پستان اکتفا به جواب مثبت خالی است. گزارش مثبت بودن گیرنده استروژن ER و پروژسترون PR به تنهایی کافی نیست. بسیار مهم است بدانیم که چند درصد سلول های سرطانی دارای گیرنده مثبت هستند. در صورتی که 5% سلول های سرطانی دارای گیرنده مثبت باشند یا 95% دارای گیرنده باشند بیمار مثبت تلقی می شود در صورتی که پیش آگهی این دو بیمار مشابه هم نیست. به عنوان مثال در یک بیمار بدون درگیری غدد لنفاوی که تومور 15 میلی متری دارد اما 95% سلول ها دارای گیرنده استروژن هستند و از تمایز سلولی خوب هم برخوردار است  می توان بدون نگرانی از عود شیمی درمانی انجام نداد و فقط هورمون درمانی را تجویز نمود.

تومور با گیرنده مثبت استروژن یا پروژسترون تمایز بافتی بهتری داشته و در کل پیش آگهی بهتری دارد. به علاوه در حضور گیرنده مثبت استروژن یا پروژسترون می توان با استفاده از داروهای ضد استروژن مثل تاموکسی فن  احتمال عود را کاهش داده و میزان بقا را افزایش داد.

 

 

 

 

 

 

بازدید کنندگان سایت :

217764

|

بازدید کنندگان امروز :

83

|

بازدید کنندگان حاضر در سایت :

3

آدرس : انتهای خیابان گاندی شمالی پلاک 9 واحد 1 - تلفن و دورنگار: 88882457 - تلفن وقت دهي: 09101686140 ایمیل: info@tcbc.ir